الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
302
الغدير ( فارسى )
روزى است ؟ فرمود : آن روز است كه دوزخيان از بهشتيان جدا شوند و من به خوبى آنها را قسمت مىكنم و مىگويم : اين دوست من است و آن دشمن من . آنگاه امير مؤمنان عليه السّلام ، دست حارث را گرفت و گفت : اى حارث ، دست ترا همانگونه گرفتهام كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دست مرا گرفت ، و در آن هنگام كه من از حاسدان قريش و منافقان به رسول اللّه شكوه مىكردم ، به من فرمود : آنگاه كه روز قيامت فرارسد ، من ريسمانى را كه با عصمت خداوند عرش پيوند دارد ، مىگيرم و تو نيز اى على ، همان رشته را به دست مىگيرى و شيعيان و خاندان تو نيز همين رشته را مىگيرند ؛ بنابراين ، تو اى حارث ، با اين دست دادن ، همان لطفى را كه خدا با پيامبر و وصى پيامبرش خواهد داشت ، درياب . تو و دوستانت ، كم باشند يا زياد ، از اين نعمت برخورداريد و آن ثمرهء خيراتى را كه كسب كردهاى ، خواهى ديد . آن حضرت سه بار اين كلام را تكرار كرد و در اينجا بود كه حارث برخاست و با شادمانى عباى خود را مىكشيد و مىگفت : من ديگر نگرانى ندارم از اينكه چه زمانى مرگ را ملاقات كنم ، يا مرگ به ديدارم آيد . « 1 » جميل بن صالح نقل مىكند كه سيد بن محمّد اين اشعار را بر من خواند : - شگفتا از گفتار على درباره حارث ، و چه مقام شگفتى كه با اين گفته او را رسيده است . - آنجا كه فرمود : اى حارث هركس بميرد ، مرا ديدار مىكند ، خواه مؤمن باشد و خواه منافق . - در لحظهء مرگ ، او مرا مىبيند و من نيز او را با اسم و وصف و كردارى كه داشته ، مىشناسم . - تو نيز اى حارث كه در صراط مرا خواهى ديد ، هرگز بيمى به خود راه مده و از لغزش و اشتباه خود نترس . - من در آن حال كه تشنه خواهى بود ، چنان شربت خوشگوار و خنكى به تو خواهم داد كه در شيرينى ، آن را عسل خواهى يافت . - آنگاه كه آتش عذاب شعلهور شود ، من خطاب به آتش خواهم گفت كه حارث را رها كن و مزاحم اين مرد مباش . - خواهم گفت كه او را رها كن و به دو نزديك نشو كه او چنگ در ريسمانى زده است كه با
--> ( 1 ) . الأمالى ، طوسى 42 .